ریشه ... ریشه ... ریشه ...
دیشب خون بالا آورد . صورتش زرد شده بود . با التماس به دستم نگاه کرد و گفت : این قالی جهاز تو اگه تموم شه دیگه میتونم با خیال راحت سرمو بذارم زمین ...
کاش این قالی هیچ وقت تموم نشه ...
ریشه ... ریشه ... ریشه ...
به شوهر مادرم گفتم که هنوز خیلی کار داره . باور نکرده بود . امروز صبح اومد و دیدش . دندون طلاش برق زد و گفت : تموم که بشه تو مال منی !
کاش این قالی هیچ وقت تموم نشه ...
ریشه ... ریشه ... ریشه ...
فردا جعفر آزاد میشه . پیغام فرستاده میخواد کار و کاسبی جدید راه بندازه . کار و کاسبی جدید با اسی خمار یعنی ...
کاش این قالی هیچ وقت تموم نشه ...
ریشه ... ریشه ... ریشه ...
مهناز با نگرانی اومد پیشم و از برادرش گفت : داداشم گفته اگه اون مرتیکه دست از سر تو برنداره سرشو میذاره رو سینه ش !
کاش این قالی هیچ وقت تموم نشه ...
ریشه ... ریشه ... ریشه ...
با کلی التماس صمد بونگاهی رو راضی کردم تا تموم شدن قالی اثاثمونو نریزه بیرون ...
کاش این قالی هیچ وقت تموم نشه ...
ریشه ... ریشه ... ریشه ...
+ + + + + + + +
گونه های گلی ماهرخ رنگ باخته و قالی کرم گل انداخته !
قالی ٬ دیگه هیچ وقت تموم نمی شه .............